Arash Ashoorinia's Photography

February 18, 2006

Rain - باران
Rain...


Category Archive

باران آمد
باران آمد
اما
هیچ مردی نیامد


نظرات
+

جون من این عکسارو میگیری یا ادیت میکنی یا چی؟

نوشته شده توسط گربه چکمه پوش در February 18, 2006 03:12 PM
+

آرش عزیز بالاخره یه روزی ان مرد می آید صبوری باید صبوری......................

نوشته شده توسط یلدا در February 18, 2006 03:37 PM
+

پس این مرد نیست؟

نوشته شده توسط المیرا در February 18, 2006 03:43 PM
+

آن مرد کی می آید؟

نوشته شده توسط پوریا در February 18, 2006 03:53 PM
+

فکر شروع دگرم، خاطره ها فرسود مرا
کاش از او در گذرم!
گرچه به پايان شدنم
باز، زمستاني ام و خاطره ها يخ زده اند
آب شوند، باز چه تلخ!
در پي_باران شدنم، در پي باران شدنم.

شعر از : ويدا فرهودي

نوشته شده توسط احمد در February 18, 2006 05:54 PM
+


anmard dasash ra dar baran gom kard!!an mard dar baran nayama

نوشته شده توسط shima در February 18, 2006 10:47 PM
+

بابا تو دیگه کی هسی ؟

نوشته شده توسط Rman در February 18, 2006 11:52 PM
+

بله در هر صورت ما مست بودیم و یه چیزهایی گفته شد ، بقول شاعر که میگه حافظ معصوم که نبوده گاه گداری گل واژه هم میگفته !
من با دیدن این عکس نه یاد فروغ میفتم نه شاملو و نه اخوان و نه فردوسی و حافظ و نه .....
بلکه فقط یاد دوران دبستانم

باز باران با ترانه
با گوهر های فراوان
میخورد بر بام خانه
یادم ارد ....

خیلی دلم برای همه چیز تنگ شده

نوشته شده توسط بهداد در February 19, 2006 12:27 AM
+

طلوع جان

ما منتظر هيچ مردي که از باران بيايد نخواهيم شد
هيچ مردي از هيچ کجا نخواهد آمد
آن مردي که منتظرش هستيم تک تک خودمانيم . نانا

نوشته شده توسط nana در February 19, 2006 03:37 AM
+

بنويس آن مرد كي در باران مي آيد؟
اين انتظار خيسمان پايان ندارد؟

نوشته شده توسط عسل در February 19, 2006 07:17 AM
+

و باران که آمد تمام دلم را به دستش سپردم
و باران مرا نرم باریدن گرفت
مرا گسترش داد
و اینک مرا با تمام گیاهان این باغ پیوند خونیست
و همواره سبزم...

نوشته شده توسط فرنوش در February 19, 2006 03:43 PM
+

كجا بودم اي عشق
چرا چتر بر سر گرفتم؟
چرا اسمان را ننوشيدم و تشنه ماندم؟
چرا ريشه هاي عتشناك احساس خود را به باران نگفتم....

نوشته شده توسط پرنيا در February 19, 2006 04:26 PM
+

هی باران آمد،مرد آمد،آخر یک روز باران آمد و مرد دیگر نیامد!!!!
اینم یک مدل است.دست عکاس درد نکند.

نوشته شده توسط هاله در February 19, 2006 09:05 PM
+

آرش چند وقته دارم کل کاراتو نگاه می کنم، بعضی از عکسها واقعا ناب هستند. واقعا آفرین. موفق باشی. قربانت.

نوشته شده توسط تاریکی در February 20, 2006 02:38 AM
+

تنها ماندیم .

نوشته شده توسط هدا در February 20, 2006 04:55 PM
+

سلام ...اومدنش حتمي مياد اما به شرط اينكه من و تو {ما} واقعا بخوايمش ..... يا علي

نوشته شده توسط حامد3سوووت در February 20, 2006 09:39 PM
+

kami los bod az inke in hame vaght sarf kardam moteasefam

نوشته شده توسط mina در February 21, 2006 04:45 PM
+

شبكه اول تلويزيون جمهوري اسلامي شب گذشته در اقدامي كم سابقه همزمان با اذان مغرب، نماز جماعت تعدادي از جوانان به امامت سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهوري سابق را بطور كامل پخش كرد.
به اعتقاد كارشناسان،‌ خاتمي اگرچه در دوران رياست جمهوري اش با انتقادهاي گسترده اغلب اصولگرايان مواجه بود اما پس از كنار رفتن از قدرت مورد احترام و عنايت اصولگرايان و همچنين مقام معظم رهبري است.
بابا عجب آكتوريه اين يارو!! واقعا مردي براي حفظ نظام , در همه فصول به اين مي گويند.

نوشته شده توسط رضا در February 21, 2006 10:04 PM
+

پروانه صفت دور جهان گرديدم
نامرئم اگر مرد به دنيا ديدم
يك رنگ نديدم به جز تخم مرغ
بشكستم وآنهم به دو رنگی ديدم
اگه سيل هم از آسمون جا بارون بياد فايده ای نداره چون ديگه مردی نمونده كه بخواهد بيايد.همه مردا مردند اكنون فقط نامردها موندند پس بارون وبرفو خاك هيچ فرقی نداره چون همهاش را صادر می كنند

نوشته شده توسط داروين در February 24, 2006 11:46 PM
+

آن مرد آمد...او ايستاد...مرد رفت(مرد مرد)

نوشته شده توسط عليرضا در March 1, 2006 02:25 PM
+

چرا منتظر بودی مردی بیاد؟
اینا همش قصه است...
این عکسو دوست دارم :)

نوشته شده توسط گلاره در March 10, 2006 05:21 PM
+

مردي آمد/
نشناختيمش/
رفت...

نوشته شده توسط كافري كه مومن ترين بود در April 2, 2006 01:07 AM
+

آن مرد آمد
آن مرد در باران آمد
نشناختيمش
رفت

نوشته شده توسط كافري كه مومن ترين بود در April 2, 2006 01:13 AM
+

وای باران باران... شیشه پنجره را باران شست... از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

حمید مصدق

نوشته شده توسط متحیر در June 13, 2006 03:27 AM
+

آرش جان
اون مرد اومدو رفت
و من و تو خبر دار نشدیم
دیگه منتظرش نشو
بقیه اش کشک دیگه نمیاد
همش خرافاته

نوشته شده توسط فرزاد در February 1, 2008 12:16 AM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

Alone in Paradise    Anzali Lagoon    Update...           
Group Photo Exhibition    Group Photo Exhibition    Air traffic    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON